موسیقی احساس

خاک موسیقی احساس تو را می شنود...

غزل سعدی
نویسنده : زهرا.ز - ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۱۸
 

همه جای همه جا این مصرع رو زدند به اسم حافظ می خوام بگم که خیر مال سعدیه!

من از آن روز که دربند توام آزادم

پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم

همه غم‌های جهان هیچ اثر می‌نکند

در من از بس که به دیدار عزیزت شادم

خرم آن روز که جان می‌رود اندر طلبت

تا بیایند عزیزان به مبارک بادم

من که در هیچ مقامی نزدم خیمه انس

پیش تو رخت بیفکندم و دل بنهادم

دانی از دولت وصلت چه طلب دارم هیچ

یاد تو مصلحت خویش ببرد از یادم

به وفای تو کز آن روز که دلبند منی

دل نبستم به وفای کس و در نگشادم

تا خیال قد و بالای تو در فکر منست

گر خلایق همه سروند چو سرو آزادم

به سخن راست نیاید که چه شیرین سخنی

وین عجبتر که تو شیرینی و من فرهادم

دستگاهی نه که در پای تو ریزم چون خاک

حاصل آنست که چون طبل تهی پربادم

می‌نماید که جفای فلک از دامن من

دست کوته نکند تا نکند بنیادم

ظاهر آنست که با سابقه حکم ازل

جهد سودی نکند تن به قضا دردادم

ور تحمل نکنم جور زمان را چه کنم

داوری نیست که از وی بستاند دادم

دلم از صحبت شیراز به کلی بگرفت

وقت آنست که پرسی خبر از بغدادم

هیچ شک نیست که فریاد من آن جا برسد

عجب ار صاحب دیوان نرسد فریادم

سعدیا حب وطن گر چه حدیثیست صحیح

نتوان مرد به سختی که من این جا زادم


 
 
بیت از حافظ
نویسنده : زهرا.ز - ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۱۸
 

یه سری بیت هستند از حافظ یا زیاد به گوشم خوردند یا خوشم اومد یا واقعا دوستشون دارم اونا رو به صورت شماره دار این جا قرار میدم بعضی از شعرها بیت هایی که این تاثیر رو داشتند رو خیلی زیاد داشتند لذا آن ها را به صورت شعر کامل قرار خواهم داد

+ جدیدا کمی از اشعار حافظ فاصله گرفتم و به سعدی رو آوردم زیباتر هست به نظرم خیال باطل

+ بیت هایی که برجسته شدند همونایی که واقعا دوست دارم!

1- الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها***که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها

2- اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را*** بخال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

3- نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست تر دارند***جوانان سعادتمند پند پیر دانا را

4- دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را***دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

5- ده روز مهر گردون افسانه است و افسون***نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا

6- آسایش دو گیتی تفصیر این دو حرفست*** با دوستان مروت با دشمنان مدارا

7- همه شب در این امیدم که نسیم صبگاهی***به پیام آشنایی بنوازد آشنا را

8- در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست***مست از می و میخواران از نرگس مستش پست

9- زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست***پیرهن چاک و غزلخوان و صراحی در دست

10- چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست*** سخن شناس نه ای دلبرا خطا اینجاست

11- ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست***منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست

12- حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج***فکر معقول بفرما گل بیخار کجاست

13- خیال روی تو در هر طریق همره ماست***نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست

14- خلوت گزیده را به تماشا چه حاجتست***چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجتست

15- رواق منظر چشم من آشیانه تست***کرم نما و فرود آ که خانه خانه ی تست

16- غلام همت آنم که زیر چرخ کبود***ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست

17- درین زمانه که رفیقی خالی از خللست***صراحی می ناب و سفینه ی غزلست

18- نه من ز بی عملی در جهان ملولم و بس***ملامت علما هم ز علم بی عملست

19- آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست***چشم میگون لب خندان دل خرم با اوست

20- دل سرا پرده ی محبت اوست***دیده آیینه دار طلعت اوست

21- مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست***تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست

22- میل من سوی وصال و قصد او سوی فراق***ترک کام خود گرفتم تا برآید کام دوست

23- ماهم این هفته شد از شهر و به چشمم سالیست***حال هجران تو چه دانی که مشکل حالیست

24- روشن از پرتوی رویت نظری نیست که نیست***منت خاک درت بر بصری نیست که نیست

25- عیب رندان مکن از زاهد پاکیزه سرشت***که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

26- من اگر نیکم و اگر بد تو برو خود را باش*** هر کسی آن درود عاقبت کار کشت

27- دیدی که یار جز سر جوروستم نداشت***بشکست عهد و از غم ما هیچ غم نداشت

28- آن ترک پری چهر که دوش از بر ما رفت***یارب چه خطا دید که از راه خطا رفت

29- سخن عشق نه آنست که آید بزبان***ساقیا می ده و کوتاه کن این گفت و شنفت

30- شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت***روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت

31- یارب سببی ساز که یارم بسلامت***باز آید و برهاندم از بند ملامت

32- ای هدهد سبا به سبا می فرستمت***بنگر که از کجا به کجا می فرستمت

33- از غایب از نظر به خدا می سپارمت***جانم بسوختی و بدل دوست دارمت

34- زان یار دلنوازم شکریست با شکایت***گر نکته دان عشقی خوش بشنو این حکایت

35- در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود***از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت

36- درد ما را نیست درمان الغیاث***هجر ما را نیست پایان الغیاث

37- گرچه یاران فارغند از یاد من***از من ایشان را هزاران یاد یاد

38- دیریست که دلدار پیامی نفرستاد***ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد

39- درخت دوستی بنشان که کام دل ببار آرد***درخت دشمنی برکن که رنج بیشمار آرد

40- جان بی جمال جانان میل جهان ندارد***هر کس که این ندارد حقا که آن ندارد

41- دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد***یاد حریف شهر و رفیق سفر نکرد

42- یاری اندر کس نمی بینم یاران را چه شد***دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد

43- حسب حالی ننوشتیم و شد ایامی چند***محرمی که کو فرستم به تو پیغامی چند

44- من اگر کامروا گشتم و خوشحدل چه عجب***مستحق بودم و این ها بزکاتم دادند

45- دلا بسوز که سوز تا کارها بکند***نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند

46- عاقلان نقطه ی پرگار وجودند ولی***عشق داند که در این دایره سرگردانند

47- دوای درد عاشق را کسی کو سهل پندارد*** ز فکر آنان که در تدبیر درمانند درمانند

48- واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند***چون بخلوت می روند آن کار دیگر می کنند

49- مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس***توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند

50- یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود***دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود

51- آن یار کزو خانه ی ما جای پری بود***سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود

52- اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت***باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود

53- بر سر آنم که گر ز دست بر آید***دست به کاری زنم که غصه سر آید

54- دست از طلب ندارم تا کام من برآید***یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید

55- ای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر***زار و بیمار غمم راحت جانی به من آر

56- از صبا نکهتی از خاک ره یار بیار***ببر اندوه دل و مژده ی دلدار بیار

57- خواهی که سخت و سست جهان بر تو بگذرد***بگذر ز عهد سست و سخن های خویش

58- در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع***شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع

59- دریغ و درد که تا این زمان ندانستم***که کیمیای سعادت رفیق بود رفیق

60- چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد***من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک

61- تحصیل عشق و رندی آسان نمود اول***آخر بسخوت جانم در کسب این فضایل

62- رخ بر افروز که فارغ کنی از برگ گلم***قد بر افراز که از سرو کنی آزادم

63- حافظ از جور تو حاشا که بگردان روی***من آز آنروز که در بند توام آزادم

64- فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم***بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم

65- من ملک بودم و فردوس برین جایم بود***آدم آورد در این دیر خراب آبادم

66- مرا می بینی و هر دم زیادت می کنی دردم***تو را می بینم و میلم زیادت می شود هردم

67- دیشب یه سیل اشک ره خواب می زدم*** نقشی به یاد خط تو بر آب می زدم

68- هر جند پیر و خسته دل و ناتوان شدم***هر گه که یاد روی تو کردم جوان شدم

69- من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم***لطف ها می کنی ای خاک درت تاج سرم

70- بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم***زلف سنبل چه کشم عارض سوسن چه کنم

71- ما ز یاران چشم یاری داشتیم***خود غلط بود آن چه می پنداشتیم

72- بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم***فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم

73- دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن***بر کوی او گدایی بر خسروی گزیدن

74- آشنایان ره عشق درین بحر عمیق***غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده

75- سحر با باد می گفتم حدیث آرزومندی***خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی

76- نو بهارست در آن کوش که خوشدل باشی***که بسی گل بدهد با تو در گِل باشی

77- از چار چیز مگذر گر عاقلی و زیرک***امن و شراب بیغش معشوق و جای خالی

78- هوا خواه تو هم جانا و میدانم که میدانی***که هم نادیده می بینی و هم ننوشته می خوانی

79- حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آید***شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی

پ ن: این ها رو خودم تایپ کردم پس اگر غلطی دیدید با شماره بیت بیان کنید!