موسیقی احساس

خاک موسیقی احساس تو را می شنود...

آتش و نی
نویسنده : زهرا.ز - ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/۱٠
 

یک شب آتش در نیستانی فتاد.
سوخت چون اشکی که برجانی فتاد.
شعله تا سرگرم کار خویش شد.
هر نیی شمع مزار خویش شد.
نی به آتش گفت کاین آشوب چیست؟
مر ترا زین سوختن مطلوب چیست؟
گفت آتش بی ثمر نفروخته ام.
دعوی بی معنی ات را سوختم.
زان که گفتی نیم با صد نُمود.
همچنان در بند خود بودی که بود.
مرد را دردی اگر باشد خوش است.
درد بی دردی علاجش آتش است.

شاعر: ناشناس 

پ ن: با صدای شهرام ناظری گوش دهید