سمن بویان

سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند

پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند

به فتراک جفا دل‌ها چو بربندند بربندند

ز زلف عنبرین جان‌ها چو بگشایند بفشانند

به عمری یک نفس با ما چو بنشینند برخیزند

نهال شوق در خاطر چو برخیزند بنشانند

سرشک گوشه گیران را چو دریابند در یابند

رخ مهر از سحرخیزان نگردانند اگر دانند

ز چشمم لعل رمانی چو می‌خندند می‌بارند

ز رویم راز پنهانی چو می‌بینند می‌خوانند

دوای درد عاشق را کسی کو سهل پندارد

ز فکر آنان که در تدبیر درمانند در مانند

چو منصور از مراد آنان که بردارند بر دارند

بدین درگاه حافظ را چو می‌خوانند می‌رانند

در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند

که با این درد اگر دربند درمانند درمانند

حافظ

این شعر را با صدای محمدرضا و همایون شجریان گوش کنید.

/ 2 نظر / 6 بازدید
Rend

vay.... yade zogh khodam mioftam

زینب

یعنی تا حالا 6 نفری که جلوی من با این غزل آشنا شدن، همگی کلی ذوق و کف کردن! نتیجه هم اینه که حافظ سر این یکی بد جوری توی کشف و شهود بوده... [قلب]