چون سبوی تشنه

از تهی سرشار

جویبار لحظه ها جاریست.

چون سبوی تشنه کاندر خواب بیند آب و اندر آب بیند سنگ،

دوستان و دشمنان را می شناسم من

زندگی را دوست دارم؛

مرگ را دشمن.

وای ، اما - با که باید گفت این؟- من دوستی دارم

که به دشمن خواهم از او التجا بردن

جویبار لحظه ها جاری

م.امید

/ 2 نظر / 9 بازدید
ر

یــاد یه آدم می افتم که خودت ذکر کردی!

×رندولی اول×

البته الان دیگه این فکر رو در مورد اون آدم نمیکنم